محمد بن هندوشاه نخجوانى

363

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )

در حومهء حمايت او فوج عرش و فرش * در حوزهء حراست او شخص عقل و جان با حضرتش هدايت و توفيق هم ركاب * با موكبش سعادت و تاييد هم عنان بهر دعاى اوست كه ايجاد كرده‌اند * ور نه چه حكمتست بتحقيق در زبان « 1 » زانش هميشه خاصيت نطق داده‌اند * تا يك يك از مكارم او ( * ) را كند « 2 » بيان گفتم كه نسبت كف دستش كنم با بر « 3 » يا فيض خاطرش را با فيض بحر و كان * عقلم بطيره گفت كزين « 4 » راى در گذر بگذار فكرهاى دبيران باستان * ابرست جاى صاعقه و بحر جاى غرق كان معدن تزلزل و تشويش بىكران * دستش مفيض نعمت و خاطر محل فيض و ان جمله را نه قدرت اين و نه قدر آن * اى خسروى كه مسند ملك از مكان تست بالاتر از سپهر ( * ) برين بل ز لا مكان « 5 » * وى « 6 » يوسفى كه مصر سعادت بعهد تست زيبا چو حسن يوسف و جاويد چون جنان * قصر معالى تو بهفتم فلك رسيد كيوان چرخ زان سببش گشت پاسبان * چون ره گذار تست ششم « 7 » پايه فلك برجيس « 8 » زير پاى تو افكنده طيلسان * بهرام تيغ بسته كه تا دشت « 9 » معركه از خون دشمن تو كند ( * ) پر ز « 10 » ارغوان « 11 » * خورشيد در حراست ملك فسيح تو گاهى بباختر رود و گه بخاوران * در فيض نور با تو مجاراة « 12 » مىكند تا آن‌چنان كه از تو ببيند شود جنان

--> ( 1 ) - ت : زمان . ( * 2 ) ت : مىكند ، ث : ركند . ( 3 ) ب : با ، ت : با . ( 4 ) ت : كه ازين . ( * 5 ) ت : برين و بل از مكان . ( 6 ) ج : واى ( 7 ) ت : بشد . ( 8 ) ت : برجيش . ( 9 ) ت : دست . ( * 10 ) - ت : نور . ( 11 ) - ت : در زير اين كلمه با خط مغاير - شكوفهء اشجار در ازهار الشجره معناسنه - افزوده . ( 12 ) - ت ث : مجازاة ، ب : محاراه